حسين بن حسن خوارزمي

26

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى )

« عمائيّه » « 1 » نيز گويند از براى مشابهت اين مرتبت به مرتبهء الهيّه . و فرق در ميان اين دو مرتبه به « ربوبيّت و مربوبيّت » « 2 » است و لهذا سزاوار خلافت حق و مظهر و مظهر « 3 » اسماء و صفات جناب مطلق اوست . بيت : تو به قيمت وراى هر دوجهانى * چه كنم قدر خود نمىدانى مولانا مىفرمايد قدّس سره : نظم از پشت پادشاهى مسجود جبرئيلى * ملك پدر بجوئى اى بينوا چه باشد ؟ ! تو گوهرى نهفته در كاه گل گرفته * گر رخ ز گل بشوئى اى خوش‌لقا چه باشد ؟ !

--> ( 1 ) - اصطلاح عماء مأخوذ از حديثى است كه در جامع ترمذى و مسند ابن حنبل و سنن ابن ماجه روايت شده است : « عن أبى رزين العقيلى قال قلت : يا رسول اللّه اين كان ربنا قبل أن يخلق خلقه ؟ قال كان في عماء ما تحته هواء ، و ما فوقه هواء ، ثم خلق عرشه على الماء » ( مسند ابن حنبل - ج 4 - ص 11 ) . عماء - بالفتح و المدّ - در لغت ابر تنك است كه ميان قرص آفتاب و ناظر آن اندكى حايل باشد ، و نفس رحمانى را كه صادر نخستين است - به لحاظ برزخيت آن ميان غيب مطلق و مظاهر خلق از عقل اول تا هيولاى اولاى عالم طبيعت مادى - عماء گويند . و چنان‌كه در تعليقه قبل دانسته شده است انسان كامل در صعود وجودى و ارتقاء كماليش به صادر نخستين مىرسد كه اول ما خلق اللّه نورى مىگويد ، بدين لحاظ انسان كامل را صاحب مرتبه عمائيّه گويند . چنان‌كه او را به اسامى بسيار ديگر نيز نام مىبرند . ( 2 ) - در بيان اين فرق توجه بفرماييد به توقيع مبارك صادر از ناحيه مقدّسه حضرت بقية اللّه - سلام اللّه عليه - كه سيد بن طاوس در اعمال ماه رجب اقبال روايت فرموده است : « اللّهم انى أسألك بمعاني جميع ما يدعوك به ولاة أمرك المأمونون على سرّك ، المستبشرون بأمرك ، الواصفون لقدرتك المعلنون لعظمتك ، و أسألك بما نطق فيهم من مشيّتك فجعلتهم معادن لكلماتك ، و اركانا لتوحيدك و آياتك و مقاماتك التى لا تعطيل لها في كل مكان ، يعرفك بها من عرفك ، لا فرق بينك و بينها إلا انهم عبادك و خلقك . . . » ( اقبال - چاپ سنگى رحلى - ص 646 ) . ( 3 ) - در ديوان متأله سبزوارى - قده - آمده است : اختران پرتو مشكات دل انور ما * دل ما مظهر كل كل همگى مظهر ما